دخترکوچولوی همسایه اومد درخونه رو زد باز کردم بامعصومیت خاص خودش گفت: دختر داری؟
فکر کردم مامانش فرستادتش چیزی لازم داره دیدم دوباره تکرار کرد دختر داری؟ گفتم ندارم عزیزم اگه صبرکنی بعدا برات میارم گفت دخترات کجان ؟
خونه همسایه بعدی رو نشونش دادم که دختر داشتن و گفتم عزیزم برو اینجا در بزن اینا دختر دارن
برگشت خونه شون صداش می اومد که به مامانش می گفت:مامان اینا دختر ندارن